تبليغاتX
آخرین حرفهای یک بازنده
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
.

.

:فعلا حالم بده ...!

:خیلی جالب شده .. همه فکر میکنن .. مشکل روحی پیدا کردم .. هر چی میگم زود کوتاه میان .. خوش به حاله دیوونه ها!! ... نکنه واقعا منم دیوونه شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

:سرما خوردم .. گلوم داره میسوزه .. تب دارم .. آنفلونزای خوکی نباشه؟!!!!!

:عرض شود که نیاز مبرمی به مسافرت دارم .. همه هم موافقند با این ( به خاظر همون ذهنیتی که اخیرا نسبت به من پیدا کردند ) ... ولی متاسفانه پایه ندارم ... مسافرت هم فعلا تنهایی حال نمیده ....!

: و همچنان حالم بده

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 22:50 | 

امشب شبه قدره .. شب شهادت علی (ع) .. به هر حال چه مذهبی باشیم چه نباشیم همگی علی رو قبول داریم.نمیدونم چرا ولی خیلی حالم گرفته ست...! میخواستم برم بیرون.. حسش نبود. نرفتم .. زیاد از جو مساجد و هیئت ها خوشم نمیاد .. گفتم تنها باشم بهتره ..

حالم از خودم و امثاله خودم بهم میخوره ....

اشتباه نکن نمیخوام موعظه کنم . چون در مقامش نیستم ..

به هیچکدوم از این چیزایی که اینجا می نویسم نمیخوام فکر کنم...

میخوام خودمو اینجا خالی کنم..

دارم میترکم از درد ....!

خیلی وقته حرف نزدم.

حق با توئه من گستاخم .. خیلی هم گستاخم ...!

خیلی چیزارو ندیدم... به خیلی چیزا فکر نکردم .. تموم دلخوشیم اینه که روزامو دارم شب میکنم ... غافل از اینکه ..!

غافل از اینکه اون بالا خدایی هست ..

.

.

.

آخه چطور میتونم؟!

با چه رویی؟!

واقعا نمیشه ...!

خیلی باید گستاخ باشم تا بتونم مثله خیلیای دیگه قران بزارم تو سرم و دستامو ببرم بالا و بگم : الغوث الغوث خلصنا من نار یا رب ..

منکه میدونم بهشت جای من نیست..

خدایا باور کن نمیتونم ..

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 23:2 | 

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 22:24 | 
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم . امیدوارم که تو این ماه پر برکت سفره های دلتون هم از رحمت و برکات خدا پر بشه ... برای منم دعا کنید .. شاید منم یه ذره به راهه راست هدایت شدم 
|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 11:40 | 
امروز تولد خاطره ای ست .. خاطره ای فرای زندگی .. فرای لحظه و فرای عمر !!!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 20:55 | 
فریاد اخوان ثالث

""  خانه ام آتش گرفتست
آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هرسو ميدوم گريان
در لهيب آتش پر دود

.

.

. ....! ""

دکلمه فریاد با صدای استاد اخوان ثالث دانلود

|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 21:3 | 
اینجایم بر تلی از خاکستر
 

چه مهمانان بی درد سری هستند مردگان!
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانع اند و اندکی سکوت

 

 

اینجایم بر تلی از خاکستر

چند وقت پیش فرصتی پیش اومد و بالاخره بعد از کلی انتظار تونستم برم سر مزار استاد بزرگم .. مرحوم حسین پناهی.
نمیدونم . بازم مثله همیشه تو وصف کردن حالی که بهم دست داد کم اوردم .. بعد از یه سفره خسته کننده ...

تو دل یه روستای کوچیک .. حدودا 10 کیلومتری شهرستان دهدشت ( استان کهگیلویه و بویر احمد).. با آدمای ساده و بی آلایش ( آدمایی از جنس خود حسین ).. با همون نگاههای معصومانه ای که حسین داشت .. تو یه گوشه ی پرت از گلزار شهدای سوق ..

 نه!!! .. باورم نمی شد. 
میدونستم مردی ... ولی وقتی پامو گذاشتم تو وطنت .. تو خاکت ... با تمام وجود دوباره بعد از سالها احساست کردم .. صداهات .. نگاهات .. خنده های تلخ همیشگیت .. دوباره برام زنده شدی ...
میدونستم مردی ولی اومده بودم که زنده ببینمت ... باز هم حرفها داشتم که نگفتم .. ولی بازم مثله همیشه حرفی نزدم تا شاید باز صداتو بشنوم : چت شده یهوئکی؟!
نشنیدم .. دلم شکست .. بغضم ترکید ..

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 18:57 | 
شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندانبان همزمان زمزمه میکنند .... !

 

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 1:18 | 
علی هم رفت ... رفتنش برام خیلی سخت و غیر منتظره ست .. من با تنهایی بزرگ شدم .. با تنهایی زندگی کردم .. ولی هیچوقت به اندازه الان احساس تنهایی نکردم ... یه چیزی  ته گلومه که داره خفه م میکنه . نفسم بالا نمیاد ..

پی نوشت: روزهای خیلی سختیه .. کم اوردم.

پی نوشت: من یه بازیگرم نه بازیگردان !!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 21:31 | 

دوستان عزیزم سلام

 سال نو رو به شما تبریک میگم .. سالی نو توام با اندیشه ای نو و سرشار از ازﻣﻮﻓﻘﯿﺖ،ﺮﺑﻠﻨﺪی، ﺮاﻓﺮازی،ﻼﻣﺘﯽ،ﻌﺎدت،. ﺨﺖ ﮐﻮﺷﯽ ورور و لامتی را از پروردگار منان برای شما آرزومندم.

|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 12:51 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar